محمود خليل الحصري ( مترجم : محمد عيدى خسرو شاهى )
22
معالم الاهتداء إلى معرفة الوقف والابتداء ( فارسى )
تعالى و « رتل » امر است و امر اقتضاى واجب بودن « يك عمل » را مىكند و وقتى منظور از ترتيل عبارت باشد از : تجويد حروف و معرفت وقوف پس « فراگيرى » هر يك از آنها واجب خواهد بود . و محمول به صحت شناخته شده خبرى كه از عبداله بن عمر بن خطاب رضى الله عنه روايت شده است او گفت : روزگارى را بسر آورديم ، يكى از ما ، قبل از شنيدن آيات - قرآن ايمان مىآورد و چون سورهاى به پيامبر فرود مىآمد ما حلال و حرام ، امر و نهى آن را ياد مىگرفتيم و ياد مىگرفتيم در چه جاهائى از آن سوره سزاوار است وقف كنيم . در اين خبر دلالت واضحى است بر اينكه صحابه رسول خدا رضوان اللّه عليهم هم چنان كه خود قرآن را فرا مىگرفتند ، موارد وقف در آيات آن را نيز مىآموختند . و ابو حاتم گفته است : « كسى كه وقف نداند قرآن نمىداند » ابن انبارى گفته است : كمال معرفت قرآن ، معرفت وقف و ابتداء است ، زيرا كسى نمىتواند به معانى قرآن پى برد مگر اينكه وقفها را بشناسد . و همين سخن به وضوح دلالت دارد به اينكه اصحاب رضوان اللّه عليهم محلهاى وقف و ابتدا در آيات قرآن كريم را مانند ، خود قرآن ياد مىگرفتند .